السيد موسى الشبيري الزنجاني

2924

كتاب النكاح ( فارسى )

ليكن نتيجهء فرمايش ايشان اين است كه معمول اشخاص كه اولاد پدر يا مادر هستند اطلاق اولاد نسبى به اينها صحيح نباشد به خاطر اينكه اينها هم اتصال نسبى دارند و هم شير خورده‌اند و اولاد نسبى به كسى مىگويند كه أصلًا از مادر شير نخورده باشد . ايشان اولاد نسبى را منحصر مىكنند به صورتى كه أصلًا شير از مادر نخورده باشد يا آنكه افراد معمولى هم اولاد نسبى پدر و مادرشان هستند و هم شير خورده‌اند ، پس لازم مىآيد مرحوم سيد متعرض فرد نادر شده باشد اما فرد شايع را ذكر نكرده باشد . با آنكه فرد شايع آن است كه هم ارتباط نسبى دارد و هم شير خورده است . تعريف صحيح اولاد نسبى اين است كه شخص ارتباط نسبى داشته باشد و متولد از شخص باشد ، از آن مادر شير خورده باشد يا نه . به هر حال توجيه كلام مرحوم سيد رحمه الله همان توجيه مرحوم آقاى بروجردى است . ليكن مرحوم سيد در چاپ بعد ديده كه اين توجيه براى عبارت تكلّف و درد سر دارد لذا در چاپ بعد كلمهء مختلفتين را حذف كرده است « 1 » ، چون ظاهر نسبيتين او رضاعيتين اين است كه اخوت دو خواهر به رضاع يا به نسب باشد ( نه اين كه اتصال آنها به قدر مشترك با رضاع يا نسب باشد ) لذا قسم سوّم به عنوان « مختلفتين تصوير نمىشود . 5 ) توجيه سوم براى « مختلفتين » و نقد آن : در مسافرتى كه به زنجان رفته بودم يكى از علماء زنجان مطلبى را ادّعا كرد كه به نظرم رسيد اشكال دارد . در مورد اين توجيه نخست بايد دانست كه گاهى كلماتى در كتابها از روى سهو يا غفلت مقدم يا مؤخر مىشود كه منشأ آن اين است كه كلمه اى

--> اختيّتها بالرضاعة و لا بالنسب بل بهما على الاختلاف . ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) البته بهتر بود تنها به حذف اين كلمه اكتفاء نمىشد بلكه عبارت به شكل « رضاعاً او نسباً » تبديل .